الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

30

الغدير ( فارسي )

و به گزارشى از حاكم و بيهقى در الدلائل - و ابن عساكر و ابو يعلى از طريق بو هريره ، پيامبر گفت : « در خواب به من چنان نمودند كه گويا فرزندان حكم مانند بوزينگان بر منبر من بر مىجهند » و از آن پس ، ديگر پيامبر را خندان نديدند تا در گذشت مدارك گزارشهاى ما : تفسير طبرى 15 / 77 ، تاريخ طبرى 11 / 356 ، مستدرك حاكم 4 / 48 ، تاريخ خطيب 8 / 28 و 9 / 44 ، تفسير نيشابورى در كنار تفسير طبرى 15 / 55 ، تفسير قرطبى 10 / 283 ، 286 النزاع و التخاصم از مقريزى ص 52 ، اسد الغابة 3 / 14 - از طريق ترمذى - تطهير الجنان از ابن حجر در كنار صواعق ص 148 - كه مىنويسد : ميانجيان اين گزارش از رجال صحيحاند مگر يكىشان كه موثق است - الخصايص الكبرى 2 / 118 ، الدر المنثور 4 / 191 ، كنز العمال 6 / 90 ، تفسير خازن 3 / 177 ، تفسير شوكانى 3 / 230 و 231 ، تفسير آلوسى 15 / 107 . آلوسى مىنويسد : در اين آيه * ( « وَما جَعَلْنَا ) * . . . * ( إِلَّا فِتْنَةً » ) * مقصود از جعل فتنه آن است كه آن را براى ايشان وسيله ى آزمايش و ابتلا گردانيده و ابن مسيب نيز آيه را به همين گونه تفسير كرده - و اين امر را به نسبت با آن تعداد از خلفايشان بايد در نظر گرفت كه كردند آن چه كردند و از راه سنتهاى حق بگرديدند و دادگرى ننمودند و سپس نيز بايد آن را - گذشته از خلفايشان - نسبت به كارگزاران تبهكارشان در نظر گرفت يا نسبت به دستيارانشان در هر لباس . و شايد هم مقصود آيه اين باشد كه : « ما خلافت ايشان و خود ايشان را قرار نداديم مگر وسيله اى براى فتنه و آزمايش . » كه در اين فراز مذمت بسيارى از ايشان شده و ضمير « نخوفهم » را كه بر اين نهاده از آن بوده كه او فرزندان يا شجره اى داشته - به اعتبار آن كه مقصود از آن ، اموياناند - و لعنت بر ايشان به خاطر كارهائى بود كه از ايشان سرزد از ريختن خونهاى بيگناهان و تعرض ناروا به نواميس و دست درازى ناسزا به اموال و جلوگيرى مردم از رسيدن به حقوق خويش ، و دگرگون كردن احكام و حكم دادن بر خلاف آن چه خدا نازل كرده و ديگر زشت كارىهاى سهمناك و رسوائىهاى سترك كه تا شب و روز بپايد از يادها نمىرود و لعنت بر ايشان كه